سادی و صفای علامه جعفری ( ره ) ...

علامه جعفری می گوید :فردی برای من تعریف میکرد که: تو یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم یا امام رضا دلم میخواد تو این سفر خودمو از نظر تو بشناسم که چه جوری منو می بینی .نشونه شم این باشه که تا وارد صحنت شدم  از اولین حرف اولین کسی که با من حرف می زنه من پیامتو بگیرم.وارد صحن که شدم خانوممو گم کردم  اینور بگرد،اونور بگرد،یه دفعه دیدم داره میره .خودمو رسوندم بهش و از پشت سر زدم بهش که کجایی؟ روشو که برگردوند دیدم زن من نیست.بلافاصله بهم گفت :*خیلی خری*حالا منم مات شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه؛ زنه که دید انگار دست بردار نیستم و دارم نگاش می‌کنم گفتش:

نه فقط خودت، بلکه پدر و مادر و جد و ابادت هم خرن.

علامه میگوید این داستان را برای شهید مطهری تعریف کردم تا بیست دقیقه می خندید.امام رضا (ع ) - دلاوران ایران زمین

/ 3 نظر / 7 بازدید
حنا و زهرا

با سلام و عرض ادب میشه به سایت نماز و قرآنی ما سر بزنید و در صورت امکان از ما حمایت کنید تا مجددا سایت را فعال کنیم و یا با خرید شارژ از فروشگاه شارژ / ما را حمایت کنید با تشکر

علی

با سلام و شب بخیر ممنون از زحمت شما وب زیبایی به لطف آقا عج دارید

علی

سلام احسنتم به وب زیبای شما[گل]