تاريخ : سه‌شنبه ۳ شهریور ،۱۳٩٤ | ۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : حسن



تاريخ : یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٤ | ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : حسن



تاريخ : جمعه ٩ امرداد ،۱۳٩٤ | ٥:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن

ﺍﺯ رجبعلی خیاط ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔیت ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﺑﻨﺎ ﮐﻨﯽ؟ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻣﯽ؟ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺳﺒﺐ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻮﯼ؟ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ؟

 

ﮔﻔت: ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ:

۱. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ، ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ!

۲. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ!

۳. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ!

۴. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ!

۵. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﮑﯽ ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ، ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ!

ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ 5 ﺍﺻﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨم



تاريخ : پنجشنبه ۱۱ تیر ،۱۳٩٤ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : حسن

در قطب شمال، گرگ‌ها را این گونه شکار می‌کنند:

روی تیغه‌ی برنده مقداری خون می‌ریزند و آن را در قالب یخی قرار داده و در طبیعت رها می‌کنند. گرگ آن را می‌بیند و یخ را به طمع خون لیس می‌زند. یخ روی تیغه کم کم آب می‌شود و تیغه تیز، زبانِ کرخت و بی‌حس شده گرگ را می‌برد. گرگ خون بیشتری می‌بیند و به تصور این که شکار و طعمه خوبی پیدا کرده بیش‌تر لیس می‌زند، اما نمی‌داند یا نمی‌خواهد بداند که با آن حرص وصف ناشدنی و شهوت سیری‌ناپذیر، دارد خون خودش را می‌خورد.

و بالاخره آن‌قدر از آن گرگ زبان بسته خون می‌رود تا به دست خودش کشته می‌شود؛ نه گلوله‌ای شلیک می‌شود، و نه حتی نیزه‌ای پرتاب، اما گرگ با همه غرورش سرنگون می‌شود.

فقط از گرگ‌ها نگوییم! سری هم به خودمان بزنیم که ممکن است طمع، شهوت، پول، قدرت، تکبّر، حبّ جاه و مقام و فخر فروشی، ما را چون گرگ‌ها به چنان سرنوشتی گرفتار کند! نه گلوله‌ای و نه نیزه‌ای، هلاکت به دست خودمان!

 

منبع: خانه خوبان، شماره 74 و 74، اسفند 93 و فروردین 94، صفحه 54



تاريخ : سه‌شنبه ٥ خرداد ،۱۳٩٤ | ۳:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : حسن

بسم الله الرحمن الرحیم

در { نیایش } و { دعا } چون ارتباطِ روانیِ انسان با مرکز و مبدأِ آفرینش است ، باید

 روح دارای { شادابی } و { پذیرش } باشد ؛ یعنی اگر بین روانِ آدمی و نیایش ،

 تناسب وجود داشته باشد ، نیایش جایگاهِ شایسته ی خود را خواهد داشت ؛ آنگاه

 در جانِ آدمی اثر می گذارد ؛ درمان می بخشد ؛ روح را دگرگون می سازد ؛

شگفت آور آنکه در چهارده قرن قبل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام به ارتباطِ

 عمیقِ روانشناسی و نیایش توجه داشته و به روانشناسیِ نیایش ،اشاره فرموده

 اند که :

« دل ها را روی آوردن و نشاط ، و پُشت کردن و فراری است ؛ پس آنگاه که نشاط

 دارند آن را بر انجام مستحبات وادارید ، و آنگاه که پُشت کرده بی نشاط است ، به

 انجام واجبات قناعت کنید . » (1)



تاريخ : سه‌شنبه ٥ خرداد ،۱۳٩٤ | ۳:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : حسن

افسران - اهمیت نماز صبح



تاريخ : سه‌شنبه ٥ خرداد ،۱۳٩٤ | ۳:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : حسن

مقام معظم رهبری



تاريخ : جمعه ٤ اردیبهشت ،۱۳٩٤ | ۳:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن

 

اعمال لیلة الرغائب را از دست ندهیم  شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب می‌گویند و از برای آن عملی از حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله وارد شده با فضیلت بسیار که سیّد در اقبال و علاّمه در اجازه بنی زهره نقل کرده‌اند از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار بسبب او آمرزیده شود و آنکه هر که این نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالی بفرستد ثواب این نماز را بسوی او به نیکوتر صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح پس با وی گوید ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافتی از هر شدّت و سختی گوید تو کیستی؟ بخدا سوگند که من روئی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بوئی بهتر از بوی تو نبوئیدم.

 گوید من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردی؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قیامت پس خوشحال باش که خیر هرگز از تو معدوم نخواهد شد.

وکیفیت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه میداری چون شب جمعه داخل شود ما بین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز می‌گذاری هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ می‌خوانی و چون فارغ شدی از نماز هفتاد مرتبه می‌گوئی« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَعَلی آلِهِ» پس به سجده می روی و هفتاد مرتبه می‌گوئی:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمی‌داری وهفتاد مرتبه می‌گوئی«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده می‌روی و هفتاد مرتبه می‌گوئی:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را می‌طلبی که انشاءالله برآورده خواهد شد.

 


تاريخ : جمعه ٤ اردیبهشت ،۱۳٩٤ | ۳:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن

- آیا می دانید که ... وسط قرآن مجید، یعنی آن‌جا که درست به نصف تقسیم می‌گردد، کلمه «ولیتلطّف» (سوره کهف، 19) است.
- آیا می دانید که ... در قرآن کریم از 25 تن از انبیای عظام الهی نام برده شده است و شرح مفصل یا کوتاه دعوت آنان از قوم خود، به توحید و نیکوکاری آمده است.
- آیا می دانید که ... واژه دنیا در قرآن کریم 115 بار به‌کار رفته است، و واژه آخرت هم همین تعداد.
- آیا می دانید که ... کلمه یوم به معنای روز (به صورت مفرد) 365 بار به تعداد روزهای سال شمسی در قرآن بکار رفته است.

 ___________________________

- آیا می دانید که ... کلمه شهر در زبان عربی به معنای ماه است. در قرآن این واژه 12 مرتبه به تعداد ماه‌های سال آمده است.
- آیا می دانید که ... کلمه جلاله (اللَّه) در قرآن کریم 2699 بار به‌کار رفته است.
- آیا می دانید که ... در قرآن واژه ساعه یا همان ساعت 24 مرتبه آمده است. این تعداد برابر با تعداد ساعات در یک شبانه روز می‌باشد.
- آیا می دانید که ... شیاطین 68 مرتبه، ملائکه هم همین تعداد.
- آیا می دانید که ... حیات 71 بار، موت هم همین تعداد.

___________________________

- آیا می دانید که ... علم و معرفت و مشتقات آن‌ها 811 بار، ایمان و مشتقات آن هم همین تعداد.
- آیا می دانید که ... واژه «سجد» و مشتقات مربوط به آن 34 مرتبه در قرآن کریم بکار رفته است که این تعداد برابر با مجموع سجده‌های 17 رکعت نماز در شبانه روز می‌باشد. در هر رکعت، 2 سجده انجام می‌شود که در مجموع شامل 34 سجده است.
- آیا می دانید که ... واژه ابلیس 11 مرتبه و پناه بردن به خدا از دست او نیز 11 بار در قرآن آمده است.
- آیا می دانید که ... سماوات السبع یا سبع سماوات، هفت بار به‌کار رفته است.

 آیا می دانید که ... لفظ صلاة و قیام و اقیموا و مشتقات آن، 51 بار به‌کار رفته است که برابر با هفده رکعت نماز واجب و 34 رکعت نماز مستحب شبانه‌روزی است.

- آیا می دانید که ... مشتقات وصی و توصیه، به تعداد اوصیای الهی، دوازده بار به‌کار رفته است.
- آیا می دانید که ... لفظ شیعه و مشتقاتش، دوازده بار در قرآن به‌کار رفته است.
- آیا می دانید که ... مشتقات فرقه، 72 بار به‌کار رفته است و این به تعداد 72 فرقه اسلامی است.

- آیا می دانید که ... بلندترین سوره قرآن، سوره بقره است. کوتاه‌ترین سوره، سوره کوثر است که طول آن فقط یک سطر و نیم است.
- آیا می دانید که ... حروف مقطّعه به حروفی مانند الم [الف، لام، میم]، طسم [طا، سین، میم]، کهیعص ]کاف، هاء، یاء، عین، صاد] گفته می‌شود که گسسته از همند و متشکل از 29 حرف یا مجموعه حروف هستند که در آغاز 28 سوره قرآن (که همگی مکی هستند جز بقره و آل عمران) آمده است.

- آیا می دانید که ... تعداد آیات قرآن بر طبق روایات 6236 فقره است. تعداد کلمات قرآن 77807 فقره است.
- آیا می دانید که ... مفصل‌ترین ترجیع بند قرآن در سوره الرحمن است. در این سوره، 31 بار آیه «فبای الاء ربکما تکذبان» به معنای «پس کدامین نعمت پروردگارتان را انکار می‌کنید؟» تکرار شده است.
منبع : bashgah.tebyan.net

 



تاريخ : یکشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳٩٤ | ٩:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن

خدا همیشه آنلاینه....
کافیه
دلت رو به روز رسانی کنی 
اون موقع میبینی که در تک تک لحظات کنارتـــ بوده
و هست و خواهد بود....
اگر دیدی خط ها شلوغه و حس میکنی جوابی نمیاد،
از پسورد "یا الله" استفاده کن...
خدا به این پسورد حساسه و به سرعت نور جواب میده!
گاهی که حس میکنیم ارتباط قطع شده!
مشکل از مخاطب نیست
دل ما ویروس گرفته...



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ،۱۳٩٤ | ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ،۱۳٩٤ | ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳٩۳ | ٦:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف میبرد.دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند.

ََدر حال مستاصل شد ....از دوربقعه اماَمزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیداکرده و خود را محکم گرفت.گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی...نصف گله را به تومی دهم و نصفی هم برای خودم...قدری پایین تر آمد.

وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.وقتی کمی پایین تر آمد

گفت:بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت وگفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ما از هول خودمان یک غلطی کردیم*غلط زیادی که جریمه ندارد.

 


تاريخ : شنبه ٩ اسفند ،۱۳٩۳ | ٩:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن

متون دینی ما معیارهایی برای سعادت ذکر کرده اند که به بخشی ازآن اشاره میکنیم.

هر کس ده خصلت  را شعار خود سازد، در دنیا و آخرت  انشاا...سعادتمند است :

1 - با حق به صدق

2 - با نفس به قهر

3 - با خلق به انصاف

4- با بزرگان به خدمت

5 - با خردان به شفقت

6 - با درویشان به سخاوت

7 - با دوستان به نصیحت

8 - با دشمنان به حلم

9 - با جاهلان به خاموشى

10 - با عالمان به تواضع



تاريخ : یکشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳٩۳ | ٥:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن



تاريخ : پنجشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩۳ | ۳:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن

نمازصبح   را شاید خواب بمانم.....ااما برای سفر با هواپیما حتی در سحرگاه خواب نمی مانم!!!!!!!افسوس که ارزش نماز صبح از بلیط پرواز برای ما کمتر لست.....نماز صبح پرواز مومن است..از پرواز جا نمانیم.



تاريخ : پنجشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩۳ | ۳:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن
تاريخ : پنجشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩۳ | ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن

علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از مرحوم قاضی نقل می کردند:

اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند.

نماز اول وقت فی نفسه آثار زیادی دارد، اگر چه حضور قلب هم نباشد.

********************************************************

هرگاه در میان مشکلات قرار گرفتید، سیل صلوات را به راه اندازید، زیرا آن سیل، حتما مشکلات را با خود می برد.

                                             (علامه طباطبایی)



تاريخ : پنجشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩۳ | ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : حسن

 

سخن حاج محمداسماعیل دولابی

بعضی روز قیامت می آیند، می بینند یک چیز بزرگی را آوردند و به یکی دادند.

این که عملش کم بود (اعمال خوبش) داشت بدبختی هایش را ضجه می زد، یک چیز آوردند و گذاشتند داخل ترازو، هر چه سنگ بود همه را به آسمان پرت کرد. اینقدر سنگین بود!

گفت پروردگارا، به عمرم عملی را که مناسب باشد به جا نیاوردم که چنین چیزی نصیب من بشود، این چیست؟

فرمود: یک حاجت بود، تو از ما خواستی و ما ندادیم. تو مدام خواستی، ما طاقچه بالا گذاشته بودیم. حالا این بزرگ شده و به این شکل در آمده ...



تاريخ : جمعه ۱٩ دی ،۱۳٩۳ | ۱:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : حسن

داستان کوتاه:

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ . 
ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭼﺮﺍ . 
ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪ. 
ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺍ ﮐﻨﯽ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻧﻢ ﻧﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﺩ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ.
ﺣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﻧﺮﻭﯾﻢ ﺍﺯ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮﯾم....